بس است دوری و هجران ، رهی نشانم ده

 

برای طیِّ مسیرت ز نو توانم ده

 

صفای سینة عاشق ، مسافر زهرا

 

بیا رهایی از این وادی خزانم ده

 

میان مجلس روضه برای یک دفعه

 

نخی ز شال عزای خود ارمغانم ده

 

دوام نوکری ام از ارادت و اشک است

 

بیا و از غم خود رزق جاودانم ده

 

برای درک حضورت الی الابد ، جانا

 

برات و برگ غلامی آستانم ده

 

برای کسب رضایت در این عزای غریب

 

صفای باطن و برکت به دیدگانم ده

 

برای جد غریبت کجا تو خیمه زدی ؟

 

بیا و خیمه سبزت شبی نشانم ده

 

خوشا دلی که محرم نشانه می گیرد

 کنار منزل ارباب خانه می گیرد       

 

دسته ها :
جمعه چهارم 2 1388
بسمه تعالی

 

 ازسفارشات مقام معظم رهبری به مداحان اگرشما آغاز مجلس را با اخلاق و با سیاست ومعارف و آداب معاشرت و این‌گونه شعرها پر کنید فوق العاده خواهد بود. چون این اشعار بسیاربسیار در بالا بردن سطح فرهنگ جامعه مؤثر است ومدح اهل بیت (علیهم السلام) هم همینطور است خداوند منّان راشاکریم که عنایت ومدد بی مر خودرا ازمادریغ نداشته وباردیگریاری مان فرمودتاسوّمین شماره بولتن ستایشگران نوررا به رشته تحریر در آورده ودر اختیار برادران مدّاح قرار دهیم باشد تا به کمترین وظیفه خطیری که بر عهدۀ ما میباشد عمل کرده باشیم َاللهُمَّ َتَقَبَّل مِنَّا بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَیهِمُ السَّلام آمین یا رب العالمین *

 ویژگی‌های روحی و رفتاری یک مداح واقعی: 1- اخلاص: اولین خصوصیت و ویژگی یک مداح، اخلاص در عمل است. پایین‌ترین مرتبه‌ی اخلاص آن است که انسان به همان اندازه که در وسع اوست عملی را به جا آورد و به وسیله‌ی خلوص‌نیت ارزش آن عمل کم وکوچک را بالاببرد.پس مداح اهل‌بیت(ع) نباید خودنمایی، هنرنمایی و ریاکاری را در کار خود وارد کند: زیرا خودنمایی و ریاکاری از آفات کار مداحی به حساب می آیدوازدیگر آفات کار مداحی یکی حسادت است حسادت آفت خانمان‌سوز مداحی است. رقابت‌های ناسالم، زیاده‌ خواهی در اجرای برنامه، تلاش برای کسب شهرت، همه و همه آفت این کسوت شریف است. که یک مداح باید نهایت دقت ومراقبت را دراین زمینه داشته باشد ، فراموش نکنیم غبطه با حسادت فرق بسیار دارد مؤمن غبطه میخورد اما حسادت نمی ورزد که امام صدق علیه السلام میفرمایداِنَّ المُؤمِنَ یَغبِطُ وَلا یَحسُد، وَالمُنافِقُ یَحسُدُ وَلایُغبِط یعنی مومن غبطه میخورد ولی حسادت نمی ورزد اما منافق حسد می ورزد و غبطه نمیخورد ، امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام میفرماید طَهَّرُوا قُلُوبَکُم مِنَ الحَسَدِ فَاِ نَّهُ مُکمِدٌ مُضِنٌ یعنی دلهایتان را از حسد پاک کنید، که: حسد اندوه زا وموجب ناتوانی جسم است لذا یک مداح برای آنکه بتواند از وساوس شیطانی دور با شد برای تقویت ایمان واستواری وثابت قدم بودن باید به چند نکته توجه عمیق داشته باشد که از آن جمله است (1) مراقبت بر اذکار و ادعیه - یک مداح و ذاکر اهل‌بیت(ع) که میخواهد تأثیر گزار باشد باید همیشه روی نفس خود مراقبت و مواظبت کند و آن‌ قدر مداومت برعبادت و دعا و ذکر داشته باشد که بتواند نَفَس معنوی و نافذ پیدانماید و مخاطب خودرا تحت‌تأثیر معنوی قرار دهد. مداح باید از خیلی کارهای لغو و حتی لذت‌های مباح چشم‌پوشی نماید. (2) عشق به ائمه‌ی اطهار(ع): - مداح باید دارای ابعاد روحی و باطنی ژرف باشد. وقتی می‌تواند عشق و محبت را در دل‌های مخاطبان افزایش دهد که خود دل‌داده و دل‌باخته باشد و گرنه صرف آواز و صدای خوش نمی‌تواند هیجانات روحی وعاطفی پدید آورد. (3) تواضع: از اوصاف پسندیده، خصلت تواضع است. مداح اهل‌بیت(ع) در سایه‌ی ادب و تواضع می‌تواند عزت و احترام کسب کند. پیامبراکرم(ص) فرمود: هیچ‌کس تواضع نکرد مگر آن‌که خداوند اورا بلندگردانید. برعکس غرور و تکبر و خودبینی، آدمی را خواروذلیل خواهد کرد.. ادامه دارد السلام علی المهدی واینک گل نوشته ای ازغزلیّات شاعر ومدّاح ارزشمند اهلبیت آقای حاج غلامرضا ساز گار زیدعزّهُ

ای بـاغ جـنّت از ُگــل روی تــو آیتــی

 بگشای رخ که نیست به از این عنایتــی

گـر آسمان صحیفـه شود نخلـها قلـــم

نبــود کتــاب منقبتت را نهـــایتـــی

 از من اگر حکــایت دل میکنــی سئوال

 دل هم به جــز غــم تو ندارد حکایتـی

 نیکــوئی از لطافت ُخـلق تــو قِصّــه ای

 زیبــائی از صحیفـــۀ حسن تــو آیتـی

زیبــا تــرین روایت عمــر عــزیــز من

این است کــزتــو با تــو بگویم روایتی

 آتش زنـم به بـام ودرش بـا شرار خشم

 گــر بـــی ولایت تـــو به بینم ولایتـی

 ای آفتاب کشورجان جـلوه ای که نیست

 جــز مـاه عـارض تــو چــراغ هدایتــی

 دست خــدا ، ولی خــدا، حجت خــد ا

غیر از تو کیست تا کند از ما حمایتـــی

 سر مــی کشد به سوختن دوستــان تـو

هـر جا ُبـَود شراره ظلــم وجنـــایتــی

تــو پیش دیـدۀ من و، من کورم از نگاه

از چشم خــویش از تـو ندارم شکـایتـی

«میثم» مگــر بـه دار بلا دم زنــی زیار

حاصل کنـی به مـدح وثنـایش رضایتـی

 از کتاب نخل میثم : ج 4 : ص578

**********************

 گزیده ای از قصیده بسیار زیبای آقای سازگاردر مدیحۀ بانوی کونین ام الحسنین والزینبین وائمة من ولد الحسین وسیدة النساء العالمین فاطمة الزهرا ارواحنا له الفداه السلام علیکِ یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها

صلوات داور به جمال زهرا            صلوات قرآن به جلال زهرا

 صلوات احمد به خصال زهرا          صلوات حیدر به کمال زهرا

صلوات شیعه به بلال زهرا            به فدای شوی واب وآل زهرا 

                 نه مرا ست قدرت که کنم ثنایش              

                 که رسول گــوید پدرت فــدایش

به وجود ناظر ، به خداست مظهر             به کتاب کوثر ، به رسول دختر

 به ولی است همتا به علی است همسر      به حسن به زینب ، به حسین مادر

به خدا به قرآن به نبی به حیدر              به صفا به مروه به منا به مشعر

                      که به کُنه ذاتش نبرد خرد پی

                      قلـم است عاجـز زنوشتن وی

 به تو باد زهرا همه دم سلامم                زتو وحی تازه دمد از کلامم

چه شود غلامت شُمُرَد غلامم                من وکوثر تو که پُر است جامم

 به سجودِ صبحم ، به قیامِ شامم            که توئی صلاتم، که توئی صیامم

                      تو مرا سجودی تو مرا قیامی

                    تو مرا تشهد تو مــرا سلامی

 شده آدم آدم به ولایت تو                  شده نوح منجی به هدایت تو

 همه مرضی حق به رضایت تو           همه جامشان پر زعنایت تو

همه کامشان خوش به حکایت تو              نرسد نهایت به نهایت تو

                       تو فروغ حسن ازلیّت استی

                       تو چـــراغ بزم ابدیّت استی

صلوات بر تو همه جا هماره            دو جهان مطیعت به یکی اشاره

 همه لحظه های تو پر از هزاره        همـــه دردهـــارا نگه تو چاره

همه دم کفت را کرم دوباره             زهمـــه توسّل زتـو یک نظــاره

                 چه شود که چشمی سوی ما گشائی                 

                سر وتن ستــانی دل وجــان ربائی

نه توراست ثانی نه تورا قرینه             کرمت به طوفان همه را سفینه

حرمت چراغ حرم مدینه                   به رسول اکرم تو سرور سینه

 به علی امانت زخدا رهینه                 به ملک صفیه به بشر امینه

                     تو یگانه ریحـــانۀ احمد استی

                     تو بحارالانوار محمدص استی

                                                      ــــــــــــــــــــــــ

اگر بال وپرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 وگر جان وسرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 اگر روز قیامت از عطش جانم به لب آید

شراب کوثرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر آب بقا ریزند بی حیدر نمی نوشم

وگر چشم ترم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر سلمان شوم بی مهر زهرا نا مسلمانم

خلوص بوذرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر چون نخل خشکی باشم واز روضۀ رضوان

 همه برگ وبرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر درروضۀ رضوان هزاران حوری و غلمان

دمادم ساغرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر با آن همه فیض منا در ماه ذیحجّه

وقوف مشعرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر با دست جبریل امین پروانۀ جنّت

به صبح محشرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر از کلّ سادات ملک برقلّۀ گردون

 مقام برترم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر برمسند شاهی به بام عرش بنشینم

هزاران کشورم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر از کثرت اشک سحر در خلوت شبها

دو دریا گوهرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 اگر دائم بمیرم وز نفس های مسیحائی

 روان بر پیکرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

اگر با جام خضر از چشمۀ آب بقاء هر دم

حیات دیگرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

کی ام من «میثمم»عمری گدای کوی زهرایم

وگر صد افسرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

بیان مصیبت از زبان فاطمه س در کتاب ارشاد القلوب نقل شده که حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود هیزم بسیار به در خانه ما آوردند تا خانه واهلش را بسوزانند. من پشت در ایستاده بودم .وآن قوم مهاجم را به خدا و.رسولش سوگند میدادم که دست از ما بر دارند ومارا یاری نمایندعمر تازیانه را از دست قنفذ غلام آزاد شدۀ ابو بکر گرفت وبا آن بر بازویم زد واثر آن چون رگه های بازو بند در بازویم باقی ماند .آن گاه لگدی بر درزد ودر را به طرف من فشار داد. در این هنگام به صورت به زمین افتادم ، در حالی که فرزند دررحم داشتم .آتش زبانه می کشیدوصورتم را می سوزانید . او با دستش مرا می زد. گوشواره ام قطع وپراکنده شد . درد مخاض مرا فرا گرفت .محسنم بی گناه سقط وکشته شد (رنجهاوفریاد های فاطمه 3ص150)

حلالم کن حلالم کن که دیگر رفتنی هستم

مبادا یا علی باشی دمی ناراحت از دستم

حلالم کن حلالم کن(2)

خودت دیدی که نامحرم مرازد پیش چشمانت

علی جان خواستم جان را نمایم من به قربانت

حلالم کن حلالم کن (2)

اگر بد همسری بودم ببخشا همسر خود را

 زروی مرحمت بگذر علی همسنگر خود را

حلالم کن حلالم کن(2)

(یا زهرا)

 خودم دیدم تورا بین در ودیوار در خانه

عدو میزد لگد بر در زبغض وکینه خصمانه

خودت دیدی همانهائی که پهلوی تو بشکستند

 چگونه دستهایم را زکینه با رسن بستند

یاعلی

 در این نه سال من از تو ولو یک لحظه نگسستم

حمایت کرده ام ازتو علی جان با همه هستم

حلالم کن علی زیرا دگر از زندگی سیرم

نمی خواهم بمانم چون زبس از غصه دلگیرم

 خودت دیدی که من ماندم چسان بین در و دیوار

نگفتم باتو من هرگز دمی از ضربت مسما ر

یازهرا

خجالت می کشم از تو که در پیشم کتک خوردی

گهی بهر دفاع از من گهی بهر فدک خوردی

خودم دیدم تورا زهرا که مابین در ودیوار

چگونه ناله میکردی زجور فتنه اشرار

غلاف تیغ زد قنفذ در آن کوچه به بازویت

تورا سیلی زده ثانی شده نیلی زکین رویت

 حلالم کن حلالم کن حلالم کن حلالم کن ـ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جلسه انجمن مداحان افتخار دارد بیش از 25 سال در خدمت مداحان گرانقدر این شهرستان ولایتمدار بوده وهست، جلسات این انجمن همه هفته شنبه ها یکساعت بعد از نماز مغرب وعشاء در مسجد مبارک چهارده معصوم (بازار:چهار سوق) بابل بر گزار می گردد ، زمان ادارۀ جلسات بین یک ونیم الی دوساعت می باشد، در این جلسات بعضا کارهای آموزشی نیز انجام می گیرد، شرکت درجلسات برای عموم آزاداست شایان ذکر است حضور مداحان پیشکسوت علاوه بر افزودن عظمت و قداست جلسه موجب رشد جوانان نوپا ئی که تازه قدم در این وادی میگذارند خواهد گردید، منتظر مقدم مبارکتان هستیم ، ضمناً یاد آور میگردد وبلاک این انجمن همیشه به روز بوده وعزیزان مداح میتوانند با مراجعه از طریق سایت گوگل جمله انجمن مداحان بابل را سرج نموده ومطالب واشعار مورد نیازشان را تأمین کنند: آدرس اینتر نتی:www.mohseni87.blogfa.com وایمیلwww.mohseni1323@.blogfa.com ضمناً جلسه آموزشی اخلاق ، تاریخ ومقتل بوسیله حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد قائمی امیری همه هفته روز های چهار شنبه ساعت 5 بعد از ظهر در مسجد قهاریه برگزار می باشد کانون مداحان وشاعران مذهبی شهرستان بابل:

تهیه وتنظیم محمد محسن زاده گنجی

 

دسته ها :
سه شنبه اول 2 1388
X